این بلاگ برای معرفی تعداد کمی از اونای ساخته شده که مهارت زیادی دارن ولی مجبورا با حقوق متوسط دوازده ساعت سخت کار کنند
Ùx85رÙx83ز برترÙx8aÙx86 Ùx83دÙx87اÙx8a جاÙx88ا Ùx81ارسÙx8a
|
Check Page Rank of your Web site pages instantly: |
|
This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service |
به خوبی یادم هست که یکی از علاقه مندی های دوران کودکی ونوجوانی و تا حدی جوانی من خواندن کتاب بود این علاقه به حدی بود که به عبارتی«کرم کتاب» بودمو همیشه در حال خواندن بودن بر خلاف برخی هم کلاسی ها و هم سن وسال ها تقریبا تمام اوقات فراغت من به خواندن می گذشت اگر چه ان سالها مثل امروزتنوع در بازار کتاب نبود و اکثراً کتابهای مربوط به کودک و نوجوان کتابهای مذهبیبود اما به هر حال این تشنگی به خواندن بایستی به نحوی رفع می شد گاهی کتابی چندصد صفحه ای را در مدت 2 روز می خواندم کتابهای ادبیات دوره راهنمکایی را همونروزهای اول مدرسه تا به آخر می خواندم حتیالان هم که به دلیل مشغله زیاد کاری کمتریا بهتر بگویم اصلاًفرصت مطالعه ندارم بادیدن یک کتاب این هوس کهنه مطالعه در من شعله ور می شود.اولین«چیز» قابل خواندنیکه جدای از کتابهای مدرسه خواندم دقیقا به یاد دارم...درست تابستان سالی بود که تازه کلاس اول دبستان را بهپایان رسانده بودم و به تشویق پدرم مجله کیهان بچه ها خریدم( فکر کنم 2 تومان بود)و این دوستی من با مجله کیهان بچه ها تا اواسط دوره راهنمایی (وقتی که قیمت مجله20 تومان شده بود!!) ادامه داشت و بعد از آن هم مجله سلام بچه ها جایش را گرفت.اون وقتهامجله کیهان بچه ها ویژه نامه ای داشت به نام شاپرک که در صفحات میانی به صورت رنگی چاپ می شدو ویژه گروه سنی کودک بود. ازبعد ازظهر که مجله را خریدم تا شب با اشتهای فراوان و البته به سختی شروع بهخواندن مجله کردم حتی سایر قسمتهای مجله را که چیز زیادی از آنها نمی فهمیدم هم خواندم.هنوز برخی عکسهای اون مجله را به خوبی به یاد دارم اسم یکی از داستانهایش مایورکایفداکار بود.... با وجودی که بعد از آن مجله، «چیز» های خواندنی زیادی خواندم امافقط تصویر اولین مجله زندگی من به خوبی در ذهنم نقش بسته. نمی دانم هنوز این مجلهچاپ می شود یا نه اما من که خیلی خاطره با اون دارم دوست دارم دوباره فرصتی برایخواندن دست دهد...
برچسب:
نویسنده: مــــــــــحمـــــــــد